پرنده ای که پرواز بلدنیست به قفس می گوید تقدیر
فا تولز - ابزار رایگان وبمسترساخت حرفه ای کد متن متحرک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
<"meta name="jibisite"content="ACTIVE> هموطنان عزیز برای ورود وفعالیت دربازاریابی شبکه ای ؛تمام آموزشها در سایت بصورت جزوه؛فایل و تصویری قرارداده شده جهت توضیحات بیشتر باشماره همراه بنده تماس بگیرید 09104509998
فا تولز - ابزار رایگان وبمسترساخت حرفه ای کد متن متحرک

.........
..........

روشهای تعیین هدف زندگی و دست یابی به آن

روشهای تعیین هدف زندگی و دست یابی به آن

آیا کنترل زندگیتان در دستانتان است یا با شانس زندگی می کنید؟

اینکه چه می گویید مهم نیست، اینکه چه کاری می کنید مهم است!

یاد بگیرید چطور زندگی هدفمندتری داشته باشید!

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا اینجا هستید؟ منظورم این است که اگر هدفی نداشته باشید، پس چرا باید زندگی کنید؟

بین میلیون ها اسپرم شما تبدیل به انسان شدید. پس حتماً باید به دلیلی به این دنیا آمده باشید. بنابراین قطعاً برای زندگیتان هدفی دارید، اینطور نیست؟

یافتن هدف زندگی

با وجود اعجاب تولد ما، خیلی افراد بدون هیچ هدفی زندگی می کنند. از آنها بپرسید برنامه فردایشان چیست، می گویند، “نمی دانم”. بپرسید سال دیگر چه می خواهند بکنند. می گویند، “هر کاری پیش آید” یا “باید ببینم چه می شود.”

شما هدف زندگیتان را پیدا کرده اید؟

واقعیت این است که بیشتر مردم هدف زندگی خودشان را نمی دانند. به همین دلیل زندگیشان با شانس و تصادف پیش می رود، به چیزهایی می رسند که برایشان اتفاق بیفتد به جای اینکه خودشان آن اتفاق ها را ایجاد کنند.

مثل این می ماند که با طاس انداختن زندگی می کنند. یک آشنایی تصادفی، یک تماس تلفنی تصادفی، یک اتفاق تصادفی.

درنتیجه زندگی آنها هیچ معنا و مفهوم واقعی ندارد و با حس عدم قطعیت درمورد آینده همراه است.

هدف زندگی

اما همه آدم ها اینطور نیستند. برخی تاس را پرت می کنند روی زمین و لگدش می کنند. آنها دوست ندارند کسی با یک طاس مسخره زندگیشان را کنترل کند. می خواهند به هدف زندگی پی ببرند و سرنوشتشان را خودشان کنترل کنند و اینکار را با تنظم اهداف دقیق و خاص انجام می دهند.

پیدا کردن هدف زندگی به این افراد کمک می کند مطمئن شوند اعمالی که روزانه انجام می دهند به آنچه که نهایتاً در زندگی خود می خواهند منتهی می شود. این باعث می شود بتوانند زندگیشان را خودشان خلق کنند به جای اینکه نسبت به زندگی سایرین واکنش دهند.

هدف زندگی چیست؟

خوب، هدف زندگی چیست؟ از من نپرسید! من از کجا باید بدانم هدف زندگی شما چیست؟ پیدا کردن هدف زندگیتان کاری است که فقط از دست خودتان برمی آید.

هر فردی متفاوت است به همین دلیل اهداف ما از زندگی هم متفاوت هستند. آنچه اهمیت دارد این است که در زندگی هدف داشته باشید.

حقیقت ناراحت کننده این است که افراد برای پیدا کردن هدفشان تلاش می کنند اما خیلی از آنها هدفشان را پیدا نمی کنند. آدم ها معمولاً زندگی هایی تصادفی را می گذرانند، بدون اینکه واقعاً به جایی برسند.

این افراد به خاطر اینکه مفهوم و هدف ندارند، هیچ کنترلی بر زندگیشان پیدا نمی کنند. به همین دلیل در آخر با طاس انداختن زندگیشان را می گذرانند. تصادفی.

پیدا کردن هدف زندگی

پیدا کردن هدف زندگی لزوماً به این معنا نیست که همین حالا باید تصمیم بگیرید که می خواهید در زندگیتان چه بکنید. پیدا کردن هدف زندگی خیلی بیشتر از این چیزهاست.

مطمئناً پیدا کردن هدف زندگی چیزی است که می توانید بعنوان هدف غایی و نهاییتان روی آن کار کنید. اما زندگی باید همیشه پر از هدف های کوچک تر باشد که به زندگی هر روزتان جهت بدهد.

بعنوان مثال، اگر می خواستید ورزش را شروع کنید، همین به زندگی شما هدف می دهد. شما برای خودتان یک هدف یعنی ورزش کردن را تعیین کرده اید و به همین ترتیب کارهایی که در آینده می کنید نسبت به همین هدف و دست یافتن به آن انجام می شوند.

تمرین هدف

اما خیلی مهم است که اهدافتان خاص و مشخص باشند. پس همین که بگویید می خواهید ورزش کنید کافی نیست. بهتر است بگویید می خواهید ۴ روز در هفته به مدت ۳۰ دقیقه بادوچرخه ثابت ورزش کنید. این به شما می گوید که دقیقاً باید چه بکنید و باعث می شود بتوانید پیشرفتتان را کنترل کنید.

با این روش می توانید ببینید کاری که می کنید با آنچه که می خواهید مطابقت دارد یا نه. این اهمیت زیادی دارد چون آنچه که می گویید مهم نیست، کارهایی که می کنید اهمیت دارد.

یک زندگی هدفمند

وقتی شروع کنید در بخش های خیلی کوچک زندگی هدفمندتر باشید مثل تعیین یک هدف و تلاش برای دست یافتن به آن، اتوماتیک وار به زندگیتان هدف می دهید و زندگی خواهید داشت که بسیار پرمفهوم تر خواهد بود.

این باعث می شود که به قسمت های بزرگتر زندگی بروید و این هدفمند بودن را در آنجا هم پیاده کنید تاجایی که کل زندگیتان هدفمند خواهد شد.

وقتی بتوانید هدفمند زندگی کنید، کنترل زندگیتان را در دست خود احساس خواهید کرد و درنتیجه بسیار شادتر خواهید بود.

هدف دوران کودکیتان را به خاطر دارید؟

اگر الان برای پیدا کردن هدف زندگیتان در تلاش هستید، نگران نباشید، شما تنها نیستید. فقط به خاطر اینکه الان نمی توانید به آن فکر کنید به این معنا نیست که هیچوقت این هدف را پیدا نخواهید کرد.

گفته می شود که انسان ها معمولاً در دوران کودکی هدف زندگی خود را پیدا می کنند. اما به خاطر والدین خود یا تردیدهای محدود کننده به خود، از آرزوهایشان باز می مانند و یک راه امن تر برای زندگی خود پیدا می کنند.

متاسفانه به این دلیل که آخر سر کاری در زندگیشان انجام می دهند که واقعاً دوست نداشته اند، از زندگی خود ارضاء نمی شوند احساس بی هدفی می کنند.

موفق ترین مردمان کسانی هستند که از همان کودکی می دانستند که از زندگی چه می خواهند. آنها یک آرزو داشتند و بدون توجه به آنچه دیگران می گویند، دنبالش رفتند. شاید مستقیم به شغل ایدآلشان نرسیدند اما آنقدر تلاش کرده اند تا بالاخره به آن دست یافته اند.

هدف دوران کودکی

شما در کودکی چه میخواستید؟ شما چه رویاهایی داشتید که به خاطر حرفی که ممکن است کسی گفته باشد از آنها دست کشیدید؟

هرچقدر هم که آن رویا احمقانه یا غیرممکن به  نظر برسد، ببینید آیا انجام آن باعث خوشحالیتان می شود؟ آیا این می تواند هدف زندگی شما باشد؟

وقت بگذارید و کمی به رویاهای دوران کودکی خود فکر کنید و اگر چیزی پیدا کردید که واقعاً دوست دارید انجام دهید و دنبالش بروید.

به این فکر نکنید که چطور باید سراغ آن بروید یا بقیه چه می گویند، فقط کافی است از آن بعنوان هدف زندگی خود استفاده کنید و بقیه چیزها خودش درست می شود.

۴ قدم برای پیدا کردن هدف زندگی

۱٫ اهدافی برای خودتان تعیین کنید: اهداف چیزهایی هستند که میخواهید به آنها برسید. اینها نیت ها و آرزوهای شما هستند.

۲٫ مرحله عمل را تعیین کنید: برای رسیدن به آن اهداف باید چه کارهایی انجام دهید؟

۳٫ رفتارتان را کنترل کنید: ببینید آیا واقعاً آنچه که باید را انجام می دهید؟

۴٫ اعمالتان را کنترل کنید: آیا اعمالتان باعث به وقوع پیوستن اهدافتان می شوند؟ درصورت نیاز آنها را تغییر دهید.

14 راهکار برای تعیین هدف در زندگی

 

موفقیت، همان تعیین هدف است و مابقی تفسیر آن. این یکی از کشفیات بزرگ انسان در طول تاریخ است. زندگی شما فقط زمانی بهتر می‌شود که خواستۀ خودتان از زندگی را  مشخص کنید و برای دستیابی به این خواسته برنامه‌ریزی کنید و سپس تک تک روزها را روی این برنامه کار کنید.

دلیل اصلی شکست این است که مردم برنامه ناکارآمد را رها نمی‌کنند تا با برنامه جدید جایگزین شود.

من سه نقطه عطف در زندگی داشتم که اینها بودند: اول، فهمیدم که در مقابل زندگیم و هر اتفاقی که برایم رخ می‌دهد مسئول هستم. دریافتم که زندگی تمرین نیست بلکه یک واقعیت است. با مطالعه در زندگی افراد موفق درمی‌یابیم که پذیرش مسئولیت نقطه شروع حرکت آنها بوده است. قبل از آن هیچ اتفاقی نمی‌افتد. پس از اینکه مسئولیت کامل اعمالتان را پذیرفتید، تمام جنبه‌های زندگی شما متحول می‌شود.

دومین نقطه عطفی که در زندگیم رخ داد و من ۲۴ ساله بودم، کشفم در مورد هدف بود. بدون اینکه واقعاً بدانم چکار می‌کنم، نشستم و ۱۰ چیزی که می‌خواستم در آیندۀ معلوم انجامشان بدهم را نوشتم. من لیست را گم کردم ولی ۳۰ روز بعد کل زندگیم دگرگون شده بود. تقریباً به همه خواسته‌هایم بعضاً کامل و بعضاً نیمه کامل رسیده بودم.

سومین نقطه عطف در زندگیم زمانی رخ داد که من کشف کردم “شما می‌توانید آنچه که برای نیل به هدفتان لازم است را فرا گیرید.” هیچ کسی باهوش‌تر و بهتر از شما نیست. تمام مهارتهای تجاری، فروشندگی و درآمدسازی قابل آموختن است. هرکسی که امروز در هر زمینه‌ای مهارت دارد، زمانی در همان زمینه نابلد بود. باسوادترین انسانها در هر زمینه‌ در ابتدا اطلاعاتی نداشتند و حتی از وجود چنان زمینه‌ای آگاهی نداشتند. وقتی که صدهاهزار انسان توانستند، پس شما هم می‌توانید.

مراحل تعیین هدف

۱ . دقیقاً تصمیم بگیرید که از زندگی‌تان چه می‌خواهید.

با آرمان‌گرایی شروع کنید. فرض کنید هیچ محدودیتی در بودن، داشتن و یا انجام دادن ندارید. فرض کنید همۀ وقت و پول، دوستان و روابط، تحصیلات و تجربه، که لازم است را برای تعیین هدف در اختیار دارید. تصور کنید که چوب جادویی‌تان را در هوا می‌چرخانید و در هر چهار جنبه اصلی زندگی به زندگی ایده‌آل‌تان دست می‌یابید. اگر زندگیتان در هر کدام از این جنبه‌ها ایده‌آل و کامل باشد، چگونه بنظر می‌رسد؟

۱ . درآمد – چقدر درآمد می‌خواهید داشته باشید برای امسال، سال آینده و پنج سال آینده؟

۲. خانواده – چه نوع زندگی برای خود و خانواده خودتان می‌خواهید بسازید؟

۳ . سلامتی – اگر در سلامتی کامل باشید چگونه خواهد بود؟

۴ . دارایی خالص – در این دوره پنج‌ساله چقدر می‎‌خواهید پس‌انداز کنید؟

روشِ سه هدف – در کمتر از ۳۰ ثانیه سه تا از مهمترین هدفهای خود را بنویسید. همین الان. سریع بنویسید.

پاسخ شما در این روش هر چه که باشد تصویر دقیقی از خواسته‌های واقعی شما از زندگی می‌دهد.

۲ . بنویسید.

اهداف شما باید نوشته شود. این اهداف باید واضح، مشخص و قابل اندازه‌گیری باشد. اهدافتان را باید به ترتیبی بنویسید که انگار قرار است در کارخانه‌ای دوردست به تولید برسد. توضیحات شما برای همه مراحل، واضح و با ذکر جزئیات باشد.

فقط ۳٪ از مردم اهداف‌شان را نوشته‌اند و بقیه کار می‌کنند تا این ۳٪ به اهداف‌شان برسند.

۳ . مهلت تعیین کنید.

ضمیر ناخود‌آگاه شما، خواسته یا ناخواسته از این مهلت تعیین شده بعنوان اهرم فشاری به شما برای رسیدن به هدفتان طبق جدول زمان‌بندی استفاده می‌کند. اگر هدف شما به اندازه کافی بزرگ است، زمان‌بندی کنید. چنانچه قصدتان رسیدن به استقلال مالی است، شاید یک مهلت ۱۰ یا ۲۰ ساله در نظر بگیرید و سپس آنرا به دوره‌های یکساله تقسیم کنید که در این‌صورت می‌فهمید که در هر سال چقدر باید کنار گذاشته و سرمایه‌گذاری کنید.

اگر بنا به هر دلیلی در مهلت تعیین شده به هدفتان نرسیدید، براحتی این مهلت را تمدید کنید. اهداف غیر منطقی نیستند، شاید مهلت تعیین شده غیر منطقی بوده باشد.

۴ . موانع را شناسایی کنید.

چرا تا کنون به هدفتان نرسیده‌اید؟

نظریه محدودیت – همیشه یک عامل محدودکننده که سرعت دستیابی به هدفتان را تحت تاثیر قرار می‌دهد وجود دارد. عامل محدودکننده شما چیست؟

قانون ۸۰/۲۰ عامل این محدودیتها را مشخص می‌کند. ۸۰٪ از عواملی که جلوی دستیابی شما به هدفتان را می‌گیرد در درون خودتان است. و این عوامل فقدان مهارت، کیفیت یا کمیت دانش و اطلاعات است. فقط ۲۰٪ از عوامل عدم دستیابی به هدف از بیرون نشأت می‌گیرد. همیشه از خودتان شروع کنید.

۵ . دانش، اطلاعات و مهارتهای لازم برای دستیابی به هدفتان را کسب کنید.

خصوصاً مهارتهای لازم برای قرار گرفتن در صدر ۱۰٪ از هم‌رشته‌ای‌های خود را شناسایی و کسب کنید.

کشف بزرگ: ضعیف‌ترین مهارت اصلی شما تعیین‌کننده سقف درآمد و موفقیت شماست. باید آن را پیدا کنید و با بهبود آن مهارت، موقعیت‌تان را بالاتر ببرید.

سوال کلیدی: “بهبود و افزایش کدام مهارت، بیشترین تاثیر مثبت را در زندگی شما خواهد داشت؟

یک مهارت نام ببرید که با بهبود مداوم و رسیدن به درجه عالی، شما را در دستیابی به مهمترین هدفتان کمک می‌کند. هر چه که هست، روی یک کاغذ بنویسید، برنامه‌ریزی کنید و هر روز روی آن کار کنید.

۶ . کسانی که کمک و همکاری‌شان برای دستیابی به هدفتان لازم است را شناسایی کنید.

فهرستی از کسانی که باید با آنها یا در کنار آنها کار کنید تا به هدفتان برسید تهیه کنید. ابتدا از اعضای خانواده که همکاری و پشتیبانی آنها را لازم دارید شروع کنید. در این فهرست رئیس، همکاران و زیردستان را لحاظ کنید. خصوصاً، مشتریانی که برای فروش کالا یا خدمات‌تان به آنها نیاز دارید و پول لازم را از آنها بدست می‌آورید.

به محض آنکه افراد اصلی که کمکشان را لازم دارید شناسایی کردید، این سوال را از خودتان بپرسید، “من برای آنها چه چیزی دارم؟” باید چیزی بدهید تا چیزی بدست بیاورید.

برای دستیابی به اهداف بزرگ الزاماً به کمک و حمایت اشخاص زیادی نیازمندید. یک شخص درست در یک زمان درست و مکان درست می‌تواند زندگی شما را از این رو به آن رو کند. مردان موفق شبکه گسترده‌ای از مردان دیگر را ایجاد کردند که از آنها کمک می‌گیرند و بالعکس.

۷ . تمام کارهای لازم برای دستیابی به هدف را در یک لیست یادداشت کنید.

با شناسایی ۱. موانع موجود در مسیر هدفتان ۲. دانش و مهارت لازم ۳. افراد یا کارشناسان خبره، و جمع‌بندی همه اینها با حوصله تمام، لیستی از تمام گامهای لازم برای دستیابی به هدف را مشخص و یادداشت کنید. هرگاه مورد جدیدی به خاطرتان رسید آن را به انتهای لیست اضافه کنید.

وقتیکه این مراحل را برای هرکدام از اهدافتان انجام دادید، درخواهید یافت که هدفتان بیشتر از همیشه به شما نزدیکتر است. “یک سفر هزار مایلی با یک گام شروع می‌شود.” شما بزرگترین دیوار روی کره زمین را می‌توانید با گذاشتن آجر به آجر روی هم بسازید.

۸ . برنامه‌ریزی کنید. این کار را با تعیین گامهای لازم به ترتیب و با اولویت انجام دهید.

ترتیب – برای انجام دادن یک کار مشخص چه کاری از قبل باید بکنید ؟

اولویت – چه کاری بیشتر و چه کاری کمتر اهمیت دارد؟

قانون ۸۰/۲۰ می‌گوید که ۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ فعالیتها بدست می‌آید. این قانون می‌گوید ۲۰٪ از زمانی که در ابتدای کار برای برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی اهدافتان صرف می‌کنید با ارزش‌تر از ۸۰٪ از وقت و تلاشی‌ست که لازمۀ دستیابی به موفقیت است. برنامه‌ریزی خیلی خیلی مهم است.

۹ . طرح داشته باشید. طرحتان را به تعداد گامهای مشخصی از نقطه شروع تا دستیابی کامل به هدف، مرحله‌بندی کنید.

وقتی که از قبل هدف و برنامه داشته باشید، احتمال دستیابی به اهدافتان را ۱۰ برابر می‌کنید یعنی ۱۰۰۰٪ !

• برای هر روز، هفته و ماه از پیش برنامه داشته باشید.

• برنامه هر ماه را در ابتدای ماه مشخص کنید.

• برنامه هر هفته را در آخر هفته قبل مشخص کنید.

• برنامه هر روز را در شب قبل مشخص کنید.

هر چقدر بادقت‌تر و با جزئیات بیشتری فعالیتهای‌تان را برنامه‌ریزی کنید، در زمان کمتری به نتایج بهتری دست پیدا می‌کنید. قانونی هست که می‌گوید هر دقیقه‌ای که برای برنامه‌ریزی صرف می‌کنید، ۱۰ دقیقه در اجرای برنامه صرفه‌جویی می‌شود. یعنی شما از قبل ۱۰۰۰٪ سودِ زمانی در سرمایه‌گذاری وقت‌تان برای برنامه‌ریزی روزانه، هفتگی و ماهانه دارید.

۱۰ . مهمترین کاری که در هر روز باید انجام بدهید را انتخاب کنید.

با توجه به قانون ۸۰/۲۰ وظایف خود را اولویت‌بندی کنید.

این سوال را از خودتان بپرسید، “اگر فقط یک کار از فهرست کارهای روزانه را می‌توانستم انجام بدهم، کدام کار از همه مهمتر بود؟” پاسخ شما هر چه هست جلوی آن شماره ۱ را بنویسید.

سپس از خودتان بپرسید، “اگر فقط یک کار دیگر هم می‌توانستم انجام بدهم، کدام کار را با استفاده بهینه از وقتم می‌توانم انجام دهم؟” سپس جلوی آن شماره ۲ را بنویسید.

همین کار را تکرار کنید تا ترتیب و اولویت کارها مشخص شود.

سوال دیگری هم هست که می‌توانید از خودتان بپرسید، “اگر عملی را در طول روز می‌توانستم انجام بدهم و آن عمل باعث ارزشمند شدن کار و هدفم می‌شد، آن عمل چیست؟

تمرکز کلید موفقیت است. تمرکز یعنی شما دقیقاً می‌دانید چه می‌خواهید بکنید و همه وجود خودتان را معطوف به کارهایی بکنید که شما را به سمت هدفتان هدایت می‌کند.

۱۱ . منظم باشید.

به محض اینکه مهمترین کارتان را مشخص کردید، تمرکزتان را فقط روی آن کار بگذارید تا ۱۰۰٪ به انجام برسد. توانایی شما در مشخص کردن مهمترین کار و سپس تمرکز روی آن بدون انحراف فکری و حواس‌پرتی، باعث دو یا سه برابر شدن کیفیت و کمیت نتایج و بهره‌وری می‌شود.

تمرکز روی یک کار، یکی از قویترین تکنیکهای مدیریت شناخته شده است. یعنی وقتی کاری را شروع کردید، از همه عوامل انحرافی اجتناب کنید تا آن کار را به پایان برسانید. وقتی که این عادت را در خود پرورش دهید، مثل دیگران به دفعات می‌توانید این کار را بکنید.

۱۲ . اهدافتان را در ذهن تصویرسازی کنید.

تصویرهای واضح، زنده، هیجان‌انگیز و احساسی از اهدافتان خلق کنید طوریکه انگار واقعی هستند.

هدفتان را دست یافته ببینید. تصور کنید در حال لذت بردن از هدفتان هستید. اگر هدفتان یک اتومبیل است، خود را در حال رانندگی با آن تصور کنید. اگر رفتن به مسافرت تفریحی است، هم اینک خودتان را در مسافرت ببینید. اگر خانۀ رویایی شماست، خود را در حال زندگی در آن ببینید.

در تصویرسازی ذهنی، هیجان ناشی از موفقیت و دستیابی به اهداف را احساس کنید. یک تصویر ذهنی بهمراه هیجان و شور و حرارت تاثیر شگرفی بر ذهن ناخودآگاه و ذهن هوشیار شما دارد.

تصویرسازی ذهنی شاید قدرتمندترین قوه ذهنی است که در دسترس شماست و به شما در دستیابی سریعتر و فراتر از تصور به هدفتان کمک می‌کند.

وقتی که از اهداف واضح و روشنی که همراه با تصویرسازی و هیجان است استفاده کنید، ذهن هوشیار خود را فعال می‌کنید. سپس این ذهن هوشیار هر مسئله‌ای که سر راه هدفتان قرار دارد را حل می‌کند. ذهن هوشیار شما قانون جذب را فعال می‌کند و شروع به جذب افراد، موقعیتها، ایده‌ها و امکاناتی می‌کند که شما را در دستیابی هر چه سریعتر به هدفتان کمک می‌کنند.

۱۳ . تمرینی برای تعیین هدف

کاغذی بردارید و در بالای آن کلمه “اهداف” را و سپس تاریخ آنروز را بنویسید. در زیر آن تعداد ۱۰ تا از اهدافی که دوست دارید تا یکسال آینده بدانها دست یابید را بنویسید.

هر کدام از این اهداف را با کلمه “من” شروع کنید. در ادامه، جمله خود را با فعلی همراه سازید که به صورت دستوری از ذهن هوشیار به ذهن ناخودآگاه عمل کند.

اهدافتان را با فعل زمان حال توضیح دهید، طوریکه انگار هم اکنون بدانها دست یافتید. برای مثال اگر هدف شما بدست آوردن حجم مشخصی از پول تا تاریخ مشخصی است، اینطور می‌گویید، “من در آخر سال این مبلغ پول دارم.

اگر هدف شما خریدن خودروی جدیدی است، می‌توانید اینطور بگویید، “من در تاریخ … سوار ماشین … هستم.

در نهایت، هنگام نوشتن اهداف‌تان، همیشه آنها را با جملات مثبت بنویسید. بجای گفتن، “من سیگار را ترک خواهم کرد،” میتوانید بگویید، “من یک غیر-سیگاری هستم.

همواره اهدافتان را طوری بیان کنید که انگار هم اکنون واقعی هستند، انگار در همین لحظه به آنها رسیدید. این کار باعث تغییر واقعیت خارجی در ذهن هوشیار و ذهن ناخودآگاه شما می‌شود بنابراین با دستوراتی که از ذهن شما صادر می‌شود تناقضی ندارد.

۱۴ . هدف اصلی و قطعی خود را مشخص کنید.

پس از اینکه لیستی از ۱۰ هدف‌تان را آماده کردید، این سوال را از خودتان بپرسید، “اگر من با چرخاندن چوب جادویی در هوا می‌توانستم به هر کدام از این اهداف در طی ۲۴ ساعت برسم، کدامیک از این اهداف بیشترین تاثیر مثبت را در زندگی من دارد؟”

پاسخ شما هر چه که هست دورش دایره‌ای بکشید و آنرا در بالای کاغذ دیگری بنویسید. سپس:

۱ . تمام جزئیات را بوضوح در ادامه بنویسید.

۲ . برای هدفتان مهلتی تعیین کنید و وقت اضافه‌ای هم در صورت نیاز ذکر کنید.

۳ . موانع احتمالی بر سر راه هدفتان که باید بر آنها پیروز شوید را مشخص کنید . سپس مهمترین مانع، هم درونی و هم بیرونی، را مشخص کنید.

۴ . دانش و مهارتی که لازم دارید تا به آن هدف برسید را مشخص کنید، سپس مهمترین مهارتی که باید در آن حرفه‌ای باشید را مشخص کنید.

۵ . کسانی که کمک و همکاریشان را لازم دارید مشخص کنید، و فکر کنید چه کاری از شما ساخته است که شایستگی کمکشان را داشته باشید.

۶ . لیستی از تمام کارهایی که برای نیل به هدفتان باید انجام بدهید را تهیه کنید.

۷ . لیست‌تان را به ترتیب و با اولویت، یعنی کدام را باید اول انجام دهید و کدام مهمتر است، سامان‌دهی کنید.

۸ . با سامان‌دهی لیست‌تان و تعیین گامهای لازم، برنامه‌ای بریزید و گام اول تا گام آخر را در آن مشخص کنید، و سپس هر روز روی برنامه کار کنید و آنرا اجرا کنید.

۹ . برنامه خود را به فعالیتهای کوچکتر تقسیم کنید و هر روز و هر هفته و هر ماه با برنامه از پیش تعیین شده گام بردارید.

۱۰ . اولویت‌بندی کنید و مهمترین آن را مشخص کرده و هر روز روی آن کار کنید تا با سرعت بیشتری به هدفتان برسید.

۱۱ . با نظم و ترتیبی که در خود ایجاد می‌کنید روی مهمترین کاری که امروز باید انجام دهید تمرکز کنید تا ۱۰۰٪ انجام شود. با تمرین یاد بگیرید که هر لحظه فقط یک کار را به پیش ببرید.

نتیجه گیری

از ابتدا تصمیم بگیرید که هر اتفاقی بیفتد مهم نیست و شما تسلیم نمی‌شوید. سماجت و ایستادگی در عمل ثابت می‌شود. هر بار که با سماجت بر شکستهای اجتناب‌ناپذیر که برای شما رخ می‌دهد، غلبه می‌کنید، قویتر و بهتر می‌شوید. شخصیت شما به مرور قویتر و تواناتر شده و عزت نفس و اعتماد بنفس شما افزوده می‌شود.

هدف شما این است که سرانجام “غیر قابل توقف” بشوید.

دقیقاً تصمیم بگیرید چه می‌خواهید، آنرا بنویسید، برنامه‌ریزی کنید، و تک تک روزها را روی آن کار کنید.اگر این مراحل را برای همه کارهایتان تکرار کنید بصورت عادت درمی‌آید، و کارهای بیشتری در هفته‌ها و ماههای آینده به انجام می‌رسانید کارهایی که چندین سال برای دیگران طول می‌کشد تا انجام دهند. همین امروز شروع کنید

 

پیش از تعیین هدف این کارها را انجام دهید!



 

میل درونی شما مقدار مشخصی انرژی دارد. مقاومت درونی و اصوات درونی‌تان که میگویند شما نمی‌توانید، نباید و یا سزاوار نیستید چیزی را داشته باشید هم مقدار مشخصی انرژی دارند. و اگر انرژی مقاومت درونی بر انرژی میل درونی بچربد، شما به هدفتان نخواهید رسید.

 

اول، اعتقاد؛ دوم، بینش و آمادگی ذهنی؛ سوم، اهداف؛ چهارم، عمل؛ همیشه پشتکار.

ماستین کیپ می‌نویسد: "اخیراً یکی از مشتریانم از من تقاضای مشاوره در زمینه اهداف کرد. او می‌خواست اهدافی برای موفق شدن تنظیم کند و از من می‌خواست او را در این مسیر هدایت کنم.

من به او گفتم این کار تا زمانی که ندانیم چه عواملی در حال حاضر او را از رسیدن به اهدافش بازمی‌دارند بیهوده خواهد بود. زیرا، شما می‌توانید تمام اهداف موجود در دنیا را انتخاب کنید اما چنانچه اعتقاد نداشته باشید که سزاوار تمام آن‌ها هستید به هیچ عنوان به هدف خود نخواهید رسید."

بیایید این‌گونه فکر کنیم: میل درونی شما مقدار مشخصی انرژی دارد. مقاومت درونی و اصوات درونی‌تان  که میگویند شما نمی‌توانید، نباید و یا سزاوار نیستید چیزی را داشته باشید هم مقدار مشخصی انرژی دارند. و اگر انرژی مقاومت درونی بر انرژی میل درونی بچربد، شما به هدفتان نخواهید رسید.

 

به همین دلیل است که مردم اهداف بسیاری می‌گزینند و هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد.

به همین علت هم ایجاد صفحات چشم‌انداز و رویاپردازی یا به اصطلاح ویژن چیدن کافی نیست. پاول مک کنا تنها به علت آنکه رویای سخنرانی در رویال آلبرت هال را داشته به آنجا دعوت نشده است. او در قدم اول عمیقاً اعتقاد به امکان تحقق این رویا و در قدم دوم بینش امکان تحقق آن (حتی با وجود آنکه شرایط موجود چیز دیگری نشان می‌دادند) را داشته است، و مضافاً او چنان ارزشی به زندگی دیگران افزوده که آن‌ها رغبت کرده‌اند او را مشهور و مشهورتر سازند تا آنجا که او را برای سخنرانی دعوت کنند.

ویژن چیدن و تعیین اهداف کافی نیستند. ما باید اعتقاد داشته باشیم؛ باید یک قصد مشخص (یک دلیل دقیق و محکم برای چرایی انجام یک کار) داشته باشیم؛ ما باید بینش و سرسختی داشته باشیم که بر شرایط فائق می‌آیند و باید آن‌قدر پشتکار به خرج دهیم که هدف مورد نظر محقق شود و به کمتر از آن هم راضی نشویم.

 

اما معمولاً روایتی درونی داریم که از میل درونی‌مان قوی‌تر است. قدرت این روایت (به هر اندازه که واقعی باشد) به اندازه‌ای است که ما را از رسیدن به هدفمان بازمی‌دارد. و وقتی این اتفاق می‌افتد روایت محدود شدن (این کار از عهده من خارج است) را زمزمه می‌کنیم که خود، روایت قبلی را نیز تقویت می‌کند. و هنگامی‌که ما بدون نگریستن به دلیل اعتقادمان مبنی بر غیرممکن بودن اهداف، آن‌ها را بر می‌گزینیم، در حال تعیین هدف نخواهیم بود؛ بلکه در بهترین حالت در حال آرزو کردن خواهیم بود.

تعیین هدف با گفتن روایتی تازه درباره آنچه درباره شما ممکن است و چرا ممکن است، و اینکه چرا شیوه کنونی زندگی‌تان دیگر مناسب شما نیست، آغاز می‌گردد.

برقراری رابطه عاطفی با قصد شما برای رسیدن به هدفتان همان انرژی مورد نیاز برای شکستن مقاومت درونی‌تان است. و مانند هر چیز دیگر در زندگی، هرچه بیشتر انجامش دهید، خبره‌تر می‌شوید.

 

و البته برای انجام این کار نه تنها باید یک روایت تازه زمزمه کنید، بلکه باید خودتان را در جمع افرادی که از این روایت پشتیبانی می‌کنند قرار دهید. ما در زندگی توسط افراد بسیاری به حاشیه رانده می‌شویم، افرادی که رویاهایمان را نابود می‌کنند؛ اما در حقیقت، خودمان با پذیرفتن نظرات و ارزیابی‌های آن‌ها درباره شرایط، به جای بررسی شخصی درباره آنچه بیش‌ترین اهمیت را دارد و سپس تأیید خودمان، رویاهایمان را نابود می‌کنیم.

خوب، شما دوست دارید چه اهدافی در زندگی تعیین کنید؟ منظورم اهداف بزرگ است! روایات درونی و محدودکننده شما چه میگویند؟ چه افرادی در اطرافتان میگویند هدف شما شدنی نیست؟ روایت تازه شما چیست و برای تقویت آن و تحقق رویاهایتان باید چه کسانی را در اطراف خود داشته باشید؟

مانند همیشه، کار واقعی با نظرات سازنده شما آغاز می‌شود. با گفتگو با دیگران می‌توانید از تجربیات آنان آگاه شوید و آنان را نیز از تجارب خویش بهره‌مند سازید. پس همین الآن به گفتگو بپیوندید.

 



 

اگر می خواهید موفق شوید، باید هدفی را برای خود مشخص کنید‎

 

آیا تاکنون فکر کرده اید که در ۵ سال آینده قصد دستیابی به چه مواردی دارید؟ آیا هدف مشخص و روشنی برای خودتان در رابطه با کسب وکار مشخص کرده اید؟ آیا می دانید در پایان امروز قصد دستیابی به چه چیزی دارید؟

در این مطلب قصد دارم به ۵ قانون طلایی در رابطه هدف گذاری بپردازم.
اگر می خواهید موفق شوید، باید هدفی را برای خود مشخص کنید. بدون داشتن هدف تمرکز نداشته و از مسیر مشخصی برخوردار نیستید. هدف گذاری نه تنها به شما اجازه می دهید مسیر زندگی و کسب وکار خودتان را دست داشته باشید، بلکه به شما اجازه می دهد تا از آن به عنوان یک بنچمارک برای تعیین موفقیت خود استفاده کنید. یک لحظه فکر کنید: پس انداز کردن در بانک تنها درزمانی دلیلی برای موفقیت شما به حساب می آید که هدف شما جمع کردن ثروت باشد، اما اگر در پی کار خیرخواهانه باشید، این کار برخلاف هدف شما است و برای شما موفقیت به حساب نمی آید.

بااین وجود برای دستیابی به هدف های خودتان، باید به خوبی بدانید که چگونه باید هدف انتخاب کنید. فقط نمی توانید "من می خواهم” و انتظار موفقیت داشته باشید. هدف گذاری فرایندی است که با بررسی دقیق آغازشده و در پایان کار و تلاش بسیار زیادی را می طلبد. در بین این دونقطه مراحل بسیار مهمی وجود دارد اطلاع از آن ها به شما اجازه می دهد اهداف قابل دستیابی برای خود انتخاب کنید.

پنج قانون طلایی هدف گذاری

۱- اهدافی انتخاب کنید که موجب انگیزش برای شما شوند
موجب انگیزش شدن به این معنا است که هدف انتخابی برای شما مهم باشد و ارزش قابل توجهی برای دستیابی به آن وجود داشته باشد. اگر علاقه ای به نتیجه آن نداشته باشید یا ارتباطی با آینده شما نداشته باشند، احتمال سعی و تلاش برای دستیابی به آن برای شما کم است. در غیر این صورت اهداف بسیار زیادی که مرتبط با شما و آینده شما است انتخاب می کنید و درنهایت زمان لازم برای رسیدگی به آن در اختیار ندارید و ازآنجایی که برای دستیابی به اهداف نیاز به تمرکز دارید، پس شانس موفقیت شما در رابطه با آن کاهش می یابد که در ادامه پیامدهای روانی دیگری هم برای شما ایجاد می کند.

راهکار: برای اطمینان از انگیزاننده بودن یک هدف باید سعی کنید یک "چرا” در رابطه با آن بر روی کاغذ بیاورید. "چرایی” که می توانید از آن برای توجیه دیگران در رابطه بااهمیت آن استفاده کنید.

 

 

اهدافی انتخاب کنید که موجب انگیزش برای شما شوند‎

 

۲- اهداف هوشمندانه انتخاب کنید
اهداف هوشمندانه از سرواژه ای انگلیسی تحت عنوان SMART گرفته شده که هر حرف آن نشانگر یک کلمه انگلیسی بامعنایی مشخص است. ازآنجایی که در این مطلب قصد یادگیری زبان یا دلیل آن را نداریم، به همین نکته اکتفا کرده و تنها ویژگی های یک هدف هوشمندانه را بر این اساس ذکر می کنیم. اهداف هوشمندانه دارای ۵ ویژگی هستند که عبارت اند از: مشخص باشند، قابل اندازه گیری باشند، قابل دستیابی باشند، مرتبط با شرایط و اهداف بلندمدت تر شما باشند، وابسته به زمان باشند و زمان پایانی برای دستیابی به آن ها وجود داشته باشد.

۳- هداف خود را مکتوب کنید
عمل فیزیکی نوشتن یک هدف بر روی کاغذ موجب واقعی و ملموس شدن آن می شود. به عبارتی شما دیگر هیچ عذر و بهانه ای برای فراموش کردن آن ندارید. سعی کنید در زمان نوشتن یک هدف بجای استفاده از فعل "دوست دارم” یا ” شاید” از فعل "خواهم” استفاده کنید. مثلا "امسال هزینه های عملیاتی خودم را ۱۰ درصد کاهش می دهم” و نه اینکه "دوست دارم امسال هزینه های عملیاتی خودم را ۱۰ درصد کاهش دهم.”

راهکار ۱: بیانیه هدف خودتان را با لحنی مثبت تنظیم کنید تا میزان تعهد شما نسبت به آن ها بیشتر شود. مثلا بجای "من تعداد کارکنان را برای فصل آینده با همین تعداد فعلی حفظ می کنم”، نگویید "من نرخ خروج کارکنان را کاهش می دهم”. حالت اول انگیزاننده است و تعهد بیشتری ایجاد می کند. ولی حالت دوم در عین انگیزاننده بودن، همچنان راه فراری برای شما ایجاد می کند، که اگر هم کسی از سازمان خارج شد، باز هم به هدف خود دست یافته اید.

راهکار ۲: اگر از یک لیست تحت عنوان لیست انجام کارها، استفاده می کنید، یک فرم پیشنویس برای تهیه این لیست روزانه تهیه کنید و اهداف بزرگ تر خود که برای دست یافتن به آن ها نیاز به انجام این کاره ای کوچک روزانه دارید را در بالای آن بنویسید.

۴- یک نقشه راه تعیین کنید
این قدم اغلب در طی فرایند هدف گذاری فراموش می شود، چراکه در عمل درگیر انتخاب هدف و رسیدن آن شده و فقط بر روی آن تمرکز می کنید و فراموش می کنید روند رسیدن به آن را تعیین کنید. به این منظور باید در یک برنامه جداگانه به تعیین تکیه تک قدم های کوچکی بپردازید که باید برای رسیدن به هدف مهمتر خود آن ها را نهایی سازید. ضمن اینکه باید در طی انجام دادن هر یک از این مراحل و قدم ها، با خط زدن آن ها اقدام به حذف آن ها از لیست خودتان بکنید و این گونه حس تغییر و رشد کردن را به خودتان انتقال دهید.

۵- به آن وفادار باشید
به خاطر داشته باشید که این فرایند هدف گذاری فرایندی طولانی مدت است و تنها وسیله ای برای رسیدن به هدف نهایی است. باید به آن وفادار بود تا رسیدن به آن رفته رفته آسان شود. در این بین هدف و مقصد نهایی همواره باید ثابت باقی بماند، اما نقشه راه تعیین شده می تواند در بازه های زمانی مختلف تغییر کند. فقط باید توجه داشته باشید که ارتباط آن ها باهدف بزرگ تر، حفظ شده و ارزش و ضرورت آن برای شما در حد بالایی قرار داشته باشد.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







برچسب‌ها: روشهای تعیین هدف زندگی و دست یابی به آن
[ یک شنبه 7 خرداد 1396 ] [ 8:59 ] [ مجید09104509998 ]
[ ]
......... .........