فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
<"meta name="jibisite"content="ACTIVE> هموطنان عزیز برای ورود وفعالیت دربازاریابی شبکه ای ؛تمام آموزشها در سایت بصورت جزوه؛فایل و تصویری قرارداده شده جهت توضیحات بیشتر باشماره همراه بنده تماس بگیرید 09104509998
فا تولز - ابزار رایگان وبمسترساخت حرفه ای کد متن متحرک

.........
..........

برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای، در 90 روز اول چه کنیم؟

برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای، در 90 روز اول چه کنیم؟

چکیده :


 

این مقاله را به اعضای جدید خود پیشنهاد دهید

در طی 90 روز کار های زیادی را می توانید به انجام برسانید. ولی در هر حال، این 90 روز می تواند سبب موفقیت یا شکست شما شود.

اکثر افراد با هیجان وارد بازاریابی شبکه ای می شوند و پس از گذشت یک یا چند ماه آتش هیجانشان فروکش کرده و در نهایت کار را رها می کنند.

به منظور کاهش دادن چنین اتفاقی باید به افراد کمک کنید انتظاراتی را برای خود ترسیم کنند که با برنامه ریزی بسیار دقیق باشد و آنها را برای

شروع صحیح راهنمایی کنید.

 

"پیروز شدن" یک انتخاب است. با کار کردن روی مهارت های خود و اعمال کردن نکات فوق، می تواند 90 روز نخست تجارت شما را متحول کند.

باید در حقیقت نام این تجارت را "تداوم" بنامند.

خود را به حرکت درآورید! به اعضای جدید تیم خود و همچنین تیم های موازی کمک کنید تا این نکات را درک کنند تا در ساختن تجارتشان موفق شوند.

 

اگر می خواهید ماموریت خود را با قدرت در 90 روز نخست انجام دهید،

باید در جریان 9 نکته زیر باشید:

 

محصولات را بشناسید

تعدادی از محصولات را استفاده و امتحان کنید. در باره آنها تحقیق کنید. اگر ندانید چه چیزی میفروشید به سختی آن را خواهید فروخت.

اطلاعات محصولی خود را بالا ببرید و زمانی که به محصولتان ایمان آوردید به راحتی می توانید به افرادی را که به آن نیاز دارند را پیدا کنید.

 

"چرایی" برای شروع داشته باشید

داشتن دلیلی بسیار قوی برای شروع این کار از اهمیت بالایی برخوردار است. با دانستن هدفتان می توانید از پس لحظات مشقت بار

خلاص شوید. بدون چرایی برای رسیدن به هدفتان با شکست مواجه می شوید. شاید هدفتان این است که قرض چندمیلیونی  خود را پرداخت کنید یا

درامد چندمیلیونی داشته باشید یا خاوهان خرید ماشین یا خانه باشید. هدفتان هر چه که هست، آن را یادداشت کنید و جایی قرار دهید که بتوانید

بطور مکرر ببینید. روی در یخچالتان، اتاق نشیمن، کیف پول، کنار تخت خواب، روی میز مطالعه؛ هر روز آن را بخوانید.

 

هدف هایی را برای خود مشخص کنید

مسیر کاری خود را مشخص کنید. می خواهید تا 30 الی 60 روز آینده چند نفر در سازمانتان باشند؟ در شرکتتان صاحب چه رنکی خواهید

شد و خواهان کسب چه مقدار درامدی هستید؟

همه آنها را جایی نوشته و روزانه بخوانید و تکرار کنید.

 

برنامه عملکردی خود را توسعه دهید

حالا که اهداف خود را مشخص کردید نوبت آن رسیده که آنها را جامه عمل بپوشانید. پس باید واقع گرایانه برنامه ریزی کنید. بر برنامه ریزی های

خود نظارت دقیق داشته باشید. به کارایی و عمل خود نمره دهید و خود را ارزیابی کنید تا اختلاف میان هدفی که تعیین کردید و چیزی که در

واقعیت به دست آوردید، مشخص شوند.

 

اصول کار را فراگیرید

موقع آن رسیده که اصول و پایه های انجام کار را یاد بگیرید. با تسلط بر این اصول می توانید ماموریت 90 روزه خود را به خوبی به انجام برسانید.

 

متعهد باشید

تحت هر شرایطی نسبت به برنامه خود متعهد باشید. هیچ آسانسوری نمی تواند شما را به سرعت به موفقیت برساند و هیچ میانبری

وجود ندارد. و این شغل نیز راه یک شبه پولدار شدن نیست. به دست آوردن هر چیز با ارزشی زمان می برد. ورود به تونل ممکن است

آنقدر ترسناک به نظر آید که شما را مجبور به بازگشت کند ولی خود را ملزم به پیش رفتن تا انتهای تونل کنید؛ در انتهای هر تونل نور سفیدی

مشاهده خواهید کرد. مسیر خود را مانند یک تونل در نظر بگیرید که باید تا انتهای آن پیش بروید و متعهد باشید.

 

مهارت های خود را تقویت کنید

کتاب بخوانید. در حال رانندگی به فایل ها و کتاب های صوتی گوش دهید. به جلسات آموزشی بروید. در سمینارها و وبینارها شرکت کنید.

سعی کنید روزانه یک پله بالاتر بروید و همیشه برای یادگیری بیشتر، فنجان خود را خالی کنید.

 

برای خود یک مربی بیابید

در چند هفته یا چند ماه نخست، معمولا با کسی که شما را به این تجارت معرفی کرده و بالاسری شما به شمار میرود، کار می کنید. ولی

ممکن است با موقعیتی مواجه شوید که در آن بالاسری شما هیجان کمتری دارد و یا اینکه از قبل کار را رها کرده باشد. دراین حالت یکی از

بالاسری های خود را به منظور کمک گرفتن از او به عنوان مربی خود انتخاب کنید. یافتن یک مربی مناسب و موفق در 90 روز نخست کاریتان

بسیار حائظ اهمیت است.

 

در این ماجراجویی خوش بگذرانید

آنقدر خود را جدی نگیرید و درگیر احساسات خود نشوید. اشتباه کردن بخش لاینفک زندگی است و پیش نیاز "آموختن" است. از تجارت خود

و ماجراهای آن لذت ببرید و اشتیاق خود را هم چنان حفظ کنید.

 

در نتیجه

"پیروز شدن" یک انتخاب است. با کار کردن روی مهارت های خود و اعمال کردن نکات فوق، می تواند 90 روز نخست تجارت شما را متحول کند.

در حقیقت باید نام این تجارت را "تداوم" بنامند.

خود را به حرکت درآورید! به اعضای جدید تیم خود و همچنین تیم ها موازی کمک کنید تا این نکات را درک کنند تا در ساختن تجارتشان موفق شوند.

 



برچسب‌ها: برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای در 90 روز اول چه کنیم؟
[ جمعه 30 تير 1396 ] [ 10:14 ] [ مجید09104509998 ]
[ ]

نه شنیدن در بازاریابی شبکه ای،امری حتمی و غیر قابل تغییر

 

 

همه می‌دانند که نه شنیدن در بازاریابی شبکه ای، یکی از واقعیت‌های این حرفه می باشد. این “ترس از نه شنیدن”  است که در وهله اول، سبب می‌شود افراد بسیاری بازاریابی شبکه ای را در همان ابتدای کار، رها می‌کنند! همه ما می‌دانیم که نه شنیدن نامطلوب است و سبب تضعیف روحیه می‌شود و دلیل اصلی شکست بسیاری از نتورکران است. بنابراین بیایید از همین ابتدا با این واقعیت روبه‌رو شویم. در مقام یک بازاریاب شبکه ای، به‌احتمال خیلی زیاد، در این تجارت ، ردشدن را بیشتر از تأییدشدن تجربه کرده‌اید. این یک موضوع بدیهی در زندگی شغلی ماست. پس از پذیرش این واقعیت، قدم منطقی بعدی، یافتن بهترین راه برای کنار آمدن با این “دشمن” شماره یک موفقیت در فروش است. درست مثل دریانوردی که باید بیاموزد چگونه با باد، امواج و طوفان‌های موسمی دریا کنار بیاید، یک نتورکر نیز باید بدانند که چگونه با نپذیرفتن و ردشدن، مقابله کند. درست مانند سربازانی که باید یک ارتش را در جبهه‌ی جنگ شکست بدهند، نتورکران هم باید بر دشمن عمومی خود، یعنی ردشدن، غلبه کنند.

 

  1. 1.به‌محض اینکه از سوی مشتری رد می‌شوید، به‌عضویت گروه مقتدری از نتورکران حرفه‌ای ، پذیرفته خواهید شد! از زمان‌های قدیم، هزاران نتورکر، نبرد مشابهی با همین دشمن، داشته‌اند. تمامی نتورکران حرفه ای ، به این واقعیت پی برده‌اند که تا وقتی خطر شکست را نپذیری، هرگز پیروز نمی‌شوی. وقتی که سنّ شما بیشتر شود و به زندگی حرفه‌ای گذشته‌ی خود می‌اندیشید براساس اینکه برخورد شما در اوج مبارزه با نه شنیدن، چگونه بوده است، احساس غرور، پشیمانی یا رضایت خواهید کرد.
  1. 2.نه شنیدن یا سبب می‌شود که کارتان را رها کنید و یا اینکه شما را محکم‌تر می‌سازد. همچنین درمی‌یابید که از گروه نتورکران موفق بازاریابی شبکه ای هستید یا نه. اگر رد شوید و به آن انعطاف نشان دهید، قوی‌تر خواهید شد؛ درست مثل درختی که بر اثر وزش باد، خم می‌شود. اگر نتوانید آن را تحمل کنید و مانند یک شاخه‌ی کوچک خشکیده بشکنید، بدانید که باید به دنبال شغل دیگری به ‌جز بازاریاب شبکه ای و سایر مشاغلی که ارتباط مستقیمی با فروش دارد بروید.

تحمل نه شنیدن

اکثر مردم در دنیای “پیش به سوی بله شنیدن” زندگی می‌کنند. آنها هر کاری می‌کنند تا به جواب بله برسند و از جواب نه شنیدن اجتناب می‌کنند. این امر به یک زندگی سطح متوسط منجر می‌شود که شخص هیچوقت از محدوده‌ی امن خود خارج نمی‌شود. تا به حال چند بار جواب رد شنیده‌اید؟ اگر تعداد آن زیاد باشد، احتمالا پا پس کشید‌ه‌اید تا «نه» نشنوید. اگر به اندازه‌ی کافی به نه شنیدن رغبت پیدا کنید می‌توانید تقریباً به هرچه که می‌خواهید برسید

 

کار شما در این تجارت «پیشنهاد دادن» است. پیشنهاد خرید محصول و نیز یک فرصت استثنایی تجاری. طبیعی است که عده ای آن را درک کرده و می پذیرند؛ عده ای نیز آن را درک کرده اما نمی پذیرند (که کاملاً غیر ممکن است) و متأسفانه عده ای هم، چون سنگ اند که: «نرود میخ آهنین در سنگ». پس خود را آماده شنیدن پاسخهای منفی و بطور کلی «نه» بکنید.

 

در یک سازمان بازاریابی شبکه ای سه نوع آدم وجود دارد : رهبران ، توزیع کننده ها و رفتنی ها . تعداد رفتنی ها بیشتر از بقیه است. آنها کسانی هستند که به سازمان شما می پیوندند اما پیشتر از آن که کاری کنند، آن را رها می کنند. این افراد همان هایی هستند که ذاتا مایل به شنیدن نه از دیگران نیستند

 

چگونه نه شنیدن را اهرم موفقیت کنیم؟

 

یک- ترس از «نه شنیدن» بیش از خود رد شدن خواسته هایمان، ما را عقب نگه می دارد. آغوش خود را باز کنید و از این که چیزی بخواهید، نترسید. اگر با جواب منفی روبرو شدید، بیاد داشته باشید که این جواب منفی در مورد شما نیست

 

دو- «نه شنیدن» بیشتر شبیه یک بازی بخت آزمایی (لاتاری) است. گاهی اوقات ایده های خیلی پرت هم جواب مثبت می گیرد. اگر شما با تعداد کافی افراد صحبت کنید بالاخره یک نفر به شما جواب مثبت می دهد. نویسندۀ کتاب هاری پاتر دوازده بار با جواب منفی روبرو شد.

سه- شما نمی توانید جواب منفی گرفتن را سنجش شایستگی یک ایده بدانید. گاهی اوقات اگر بخواهید دنیا را واقعا تغییر دهید، جواب منفی گرفتن، یک ضرورت خواهد شد. رد کردن یک خواسته، یک تعامل دوطرفۀ انسانی است. اغلب گفته می شود که این در مورد رد کننده است تا رد شونده و هرگز نباید به عنوان یک معیار جهانی و مطلق برای قضاوت در مورد پذیرفته شایستگی ایده ها استفاده شود

چهار- پس از شنیدن جواب منفی، گریزان نشوید. رایج ترین واکنش در هنگام شنیدن جواب منفی، گریزان شدن است زیرا که رد شدن خواسته یا ایده، دردناک می باشد و باعث آسیب، خشم و از دست دادن اعتماد به نفس می شود. اگر ما بدانیم جواب رد گرفتن را چگونه اداره کنیم، اغلب می توانیم شانس رد شدن آن را به حداقل برسانیم. اعتماد به نفس خود را از دست ندهید، با موضوعات در گیر شوید و با خود و دیگران همکاری کنید. این ویژگی ها باعث افزایش گرفتن جواب مثبت می شود.

پنج- بپرسید چرا؟ هنگامی که جواب منفی می گیرد خود را مجبوربه یافتن دلایل آن کنید و سپس وقت خود را برای پیدا کردن جواب صرف نمایید. گاهی اوقات از طریق این فرآیند یاد می گیرد که باید دنبال چیز دیگری باشید. اینکه به دنبال یک موقعیت متوسط باشید تا یک موقعیت عالی.

شش- ببینید چند بار می توانید با جواب منفی روبرو شوید. برای نمونه، به جای این که خواهان شغل رویایی خود باشید، ببینید توانایی چند بار شنیدن جواب منفی را دارید.

هفت- شکست ناپذیر باشید. این موضوع یک فرآیند تدریجی است. خود را برای شنیدن هرگونه جواب منفی از طرف هر کسی آماده سازید و با درد نه شنیدن آشنا شوید. به تدریج دایرۀ امن و راحتی خود را گسترش دهید و مانند یک ماهیچه؛ با کار کردن به روی آن، تقویتش کنید.

هشت- مستحکم بایستید و به یاد داشته باشید که پذیرفته نشدن، تنها یک نظر است. مردم همانی هستند که هستند. بسیاری از مردم به شما جواب رد می دهند به علت مودشان، تحصیلاتشان، و نحوه بزرگ شدنشان و شما در این مورد هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. اما می توانید با اعتماد به نفس مستحکم بایستید. اعتماد به نفس درونی بروز خواهد کرد.

 

سال اول شما در نتورک مارکتینگ

 

فصل اول (1)

جواب رد را به حامی خود بدل کنید نه دشمن خود

صرف نظر از اینکه چه مدت در این صنعت کار می کنیم ، یا اینکه چقدر در آن موفق باشیم ، همیشه این احتمال وجود دارد که با شایع ترین و خطرناک ترین سلاح ، یعنی موشک جواب رد ، موقتا از مسیر خارج شویم که هر لحظه ممکن است به ما اصابت کند و عملا از حرکت ما جلوگیری کند و در نتیجه اشتیاق و هیجان ما که دو اصل ضروری برای موفقیت هستند را نابود کند .

همه ی ما در زندگی با جواب رد روبرو می شویم  اما بدترین حالت ممکن این است که آن را از افراد بسیار نزدیک و مورد علاقه مثل : همسر ، والدین ، دوستان صمیمی و همکاران دریافت کنیم .

ما به این نتیجه رسیده ایم که در این صنعت ، هیچ عاملی مثل جواب رد نمی تواند افراد را شکست دهد . حتی اغلب اوقات قبل از اینکه کار را شروع کنند شکست می خورند ، زیرا این افراد با  سرشان به مردم پیشنهاد می دهند نه با قلبشان .

مسوولیت هر معرف این است که از قبل، افراد جدید را برای موشک جواب رد آماده کند ، به جای این که بعدا به آنها راه درمان وضعیت نامناسب را نشان دهد .

درواقع هر معرف باید به هر فرد متاهل تاکید کند که " تا زمانی که اطلاعات کامل را در اختیار نداری به همسرت چیزی نگو و بهتر اینکه ما را پیش او ببری "

در بازاریابی چندسطحی، به گروه دوستان نزدیک، بازار گرم می گوییم .

 زیرا همانطور که از معنی کلمه ی گرم پیداست و از آن جایی که اکثر دوستان نزدیک و خانواده نمی خواهند شما را از خود برانند کارهایی می کنند که در واقع دلشان نمی خواهد .

اما به شما اطمینان می دهیم که نصف این دسته از افراد که خود را متعهد به حاضر شدن در جلسه ی معرفی در خانه ی شما می دانند ، حاضر نخواهند شد . که این اتفاق ، مخرب ترین حالت جواب رد است زیرا که به شما حس فریب خوردگی دست می دهد . پس به یاد داشته باشید ، هرچند که ممکن است از پشت تلفن با شما خوب برخورد کنند ، با این حال نصف دوستانتان سر جلسه حاضر نخواهند شد .

معمولا دوستان ، بزرگترین دزدان رویاهای ما هستند و زمانی که یک رویا دزدیده شد ،

 به راحتی احیا  نمی شود .

ما بر این باوریم که همه ی ما باید طبق برنامه ی خودمان ، نه برنامه ی دیگران عمل کنیم .

مبارزات خود را به نیروی انگیزه دهنده بدل سازید و بگذارید این نیرو شما را در مواجهه با جواب رد در آغاز کار ، به جلو سوق دهد .

اگر افراد شبکه ی خود را در همان لحظات ابتدایی ، یعنی در پایان جلسه ی معارفه ، با این مقوله آشنا کنید ، اجتناب از این سلاح های خطرناک بسیار ساده می شود .

پیشنهاد می کنیم که این جملا ت را به ترتیب به خاطر بسپارید و به کار برید :

( دوستان ! می دانم که از ارقامی که امروز شنیدید هیجان زده اید ، می دانم که تصمیم دارید نهایت سعی خود را به کار ببرید ،همانطوری که هر کارآفرین مسوولیت پذیری این کار را می کند. ولی بیایید واقع بین باشیم ، اگر درست بگویم و اگر شما بتوانید چنین درآمد ماهیانه ای داشته باشید و ظرف یکی دو سال تقریبا بازنشسته شوید یا حداقل آزادی مالی و شخصی قانع کننده ای به دست بیاورید ، آن وقت باید دچار مرگ مغزی شده باشید که حرف امروز مرا گوش نکنید ! )

 فصل اول (2)

اولین عامل شکست این است که شبکه سازها به حرف مردمی گوش کنند که خودشان نمی دانند در مورد چه چیز صحبت می کنند .

دومین عامل شکست در نتیجه ی گوش نکردن به حرف افرادی مثل ماست که می دانند راجع به چه چیز صحبت می کنند .

ابتدایی ترین عامل شکست در تجارت ما این است که  مردم قبل از اینکه حتی ذره ای در مورد چگونگی انجام کار اطلاع داشته باشند ، از درآمد بالقوه ی آن هیجان زده می شوند و بعد آن را با دوستان و نزدیکان در میان می گذارند. درست است که شما تصور می کنید به اندازه ی کافی قوی هستید که تحت تاثیر افرادی که کاملا در مورد شرکت ما بی اطلاع هستند ، قرار نگیرید .

 اما مشکل واقعی اینجاست : زمانی که به شما بگویند وارد این کار نشو ، حتی اگر بعدها بتوانید به آنها ثابت کنید که اشتباه فکر می کرده اند و به سوالاتشان هم پاسخ لازم را بدهید ، آنها باز هم وارد این کار نخواهند شد.

یادتان باشد همین که آنها شما را به خاطر ورود به بازاریابی چندسطحی مورد تمسخر قرار دادند ، دیگر خودشان نمی توانند وارد شبکه شوند .

اگر که به طور نامناسبی افراد بازار گرم را با کار آشنا کنید ، صرف نظر از اینکه چقدر موفق باشید ، با این حال هیچگاه به مجموعه ی شما نخواهند پیوست .

دوستان و خانواده ی شما هیچ چیز در مورد بازاریابی چندسطحی و شرکتی که شما قرار است با آن کار کنید نمی دانند و با ناآگاهی مطمئن هستند که این کار حتما یک کلاه برداری است .

وقتی بگویید: " راستی می خواهم یک رستوران باز کنم " پاسخ آنها این خواهد بود :

" مطمئنی می خواهی این کار را بکنی ؟ "

اما وقتی به آنها بگویید : " راستی من یک رستوران باز کرده ام ."  معمولا جواب آنها این خواهد بود :  

 " اوه ! چه خوب ....  ما چه زمانی می توانیم بیاییم ؟ "

جلسه ی معارفه را با مطرح نمودن دومین عامل شکست به پایان می بریم : گوش نکردن به حرف آنهایی که می دانند چه می گویند.

( اگر هر کدام از شما تصمیم گرفت که وارد این کار بشود و از زیرمجموعه های من شود ، باید هرآنچه از من می آموزد تکثیر کند و به دیگران انتقال دهد . این تجارت کاملا با کار سنتی متفاوت است و اگر شما قصد دارید که وارد این کار شوید و چرخ را دوباره اختراع کنید ، مسلما شکست خواهید خورد . پس به من قول دهید که از سیستم پیروی می کنید وگرنه باید صمیمانه بگویم که ترجیح می دهم وارد شبکه نشوید .خوشبختانه ما در یک سازمان حرفه ای کار می کنیم و شیوه ی درست کار را می دانیم . نود روز آغازین شما  بسیار حساس و مهم است و ما زمان را از الان که می خواهید تصمیم خود را بگیرید حساب می کنیم .)

این مکالمه ایست که تقریبا کلمه به کلمه در پایان جلسات معارفه ی خانگی می گوییم و هنگام ترک جلسه باز هم یادآوری می کنیم :

" یادتان نرود ، لطفا تا زمانی که آموزش ندیده اید ، سعی نکنید موضوع را برای کسی توضیح دهید ، مخصوصا به همسر تان."

 فصل اول (3)

استقامت به همراه باور کامل ، همیشه پیروز است .

در تجارت سنتی ممکن است چیزها ، خودشان رخ بدهند . اما در شبکه سازی ، موفقیت فقط برای کسانی رخ می دهد که خودشان  چیزها را به وجود بیاورند.

اگر حدس می زنید علت شنیدن جواب رد به خاطر نگرشی است که دارید ، بهتر است که قبل از ایجاد سازمان، مدتی را به رشد شخصی خود اختصاص دهید . برای بهبود تصویری که از خود دارید ، کتاب بخوانید ، در سمینارها شرکت کنید ، به کاست های مربوط به رشد شخصی گوش کنید و در میان افرادی باشید که دایما ارزش های انسانی و توانایی های شما را یادآور می شوند.

 بقایای باورهای منفی خود را تکان دهید و خود را از بار هر احساس دست و پاگیری خلاص کرده و به خودتان افتخار کنید و بدانید توانایی آن را دارید تا به اطرافیانتان کمک کنید تا خودشان را بالا بکشند.

واقعیت این است که اگر مرزهای محدود باورهای خود را بشکنیم ، موفق خواهیم شد .

در صنعت ما ، رد کردن پیشنهاد ورود به شبکه، معمولا معنایش این است که " الان زمان مناسبی برای من نیست " و گاهی اوقات معنایش این است که " من از این کار خوشم نمی آید "  اما هیچ وقت معنایش این نیست که " من از تو خوشم نمی آید " !

در عوض به این وضعیت به صورت یک جریان غربال سازی بنگرید . مانند پیش خدمتی که ظرف قهوه را در دست دارد و در حال حرکت است ، ما هم فقط به دنبال کسانی هستیم که می خواهند آنچه را که ما پیشنهاد  می کنیم انجام دهند.

 پذیرش " نه "، به سادگی، بخشی از روند یافتن آنهاییست که آری می گویند .

  فصل دوم (1)

تفاوت چشمگیری بین مدیریت و پشتیبانی اعضای شبکه وجود دارد .

تله ی مدیریت دو مشکل اصلی ایجاد می کند .

 اول اینکه این کار اعضا را  ضعیف و وابسته بار می آورد ، زیرا شخص دیگری مسوولیت آن ها را به عهده گرفته است .

دوم  وقتی سرگرم مدیریت اعضا باشید زمانی مفید جهت معرفی کار و ثبت نام اعضای جدید را تلف کرده اید .

وارد کردن اعضای جدید به کل کار حیاتی نو می دهد .

 اگر قبل از اینکه درآمد کافی برای گذران یک زندگی راحت را به دست آورده باشید ، عضوگیری را متوقف کنید ، موقعیت ارزشمندی را از دست داده اید . بدتر اینکه چون تجارت ما ، ماهیتا با سرمشق گرفتن از رفتار رهبران پیش می رود ، رهبران زیرمجموعه ، شما را سرمشق خود قرار خواهند داد و در نتیجه روزی می رسد که همه ی آنها سرگرم مدیریت هستند و دیگر هیچ کس به مشتری یابی و عضوگیری نمی پردازد .

پشتیبانی شامل پاسخ به درخواست های معقول مثل ارائه ی کمک در به توافق رسیدن با مشتری و نیز انگیزه دادن به آنها در زمانهایی که احساس ناامیدی می کنند ، می باشد .

والدین ، خواهرها و برادرها و دوستان نزدیک ما معمولا کسانی هستند که ما را در تله ی مدیریت گیر  می اندازند .

ما آنقدر آنها را دوست داریم و خودمان را به موفقیتشان متعهد می دانیم که ناخواسته از آنها انسانهای ضعیفی می سازیم .

اگر می بینید که در کارتان تنها هستید و هیچ کدام از اعضای خانواده با شما نیستند ، راههای بهتری برای تغییر دیدگاه آنها وجود دارد تا اینکه سعی کنید آن ها را به اجبار وارد کار کرده و بعد همه ی وظایفشان را به عهده بگیرید . اگر بخواهیم دیگران را تغییر دهیم ، باید اول خودمان را متحول کنیم ، آن وقت تغییر رفتار در آنها هم بروز می کند .

یکی از بزرگترین دلایل افراد برای عدم شروع یا ترک این تجارت بعد از مدت کوتاهی ، ترس از جواب منفی است .جواب منفی که افراد در این سیستم با آن روبرو می شوند معمولا شامل ۲ مورد می شود : ۱- هنگام فروش محصول ۲- هنگام دعوت دیگران برای آغاز کردن این تجارت .  اگر شما نیز این ترس را در خود احساس می کنید پس با کمل احترام می گوییم به درک کاملی از این تجارت دست پیدا نکرده اید . شنیدن پاسخ منفی بخشی از تمام تجارت هاست . تنها یک راه برای عدم دریافت پاسخ منفی وجود دارد : ثروتمند شدن را فراموش کنید و وارد هیچ تجارتی نشوید ، با هیچ کس ملاقات نکنید و هیچ محصولی نفروشید ، اما اگر می خواهید فردی موفق باشید ( در هر تجارتی) این را بدانید و قبول کنید که شنیدن پاسخ منفی بخشی از تجارت است . دیدگاه و نگرش خود را عوض کنید تا بتوانید به استقبال این جواب های منفی بروید . هر جواب منفی یک تجربه جدید است و هر تجربه یک درس عالی است که کمک می کند تا خودتان و تیمتان سریعتر به موفقیت برسید . اگر زندگی نامه افراد ثروتمند و موفق دنیا را مطالع کنید متوجه می شوید که هر کدام بیش از هزار بار جواب منفی در تجارتشان دریافت کرده اند . اگر آنها تا این حد به موفقیت دست پیدا کرده اند دلیلش تعداد جواب « نه » ای است که شنیده اند و از آنها درس گرفته اند اما تسلیم نشده اند . مورد دیگری که باید به آن توجه کنید این است که جواب های منفی دیگران به شخص شما نیست بلکه جواب منفی آنها به معامله ای است که پیشنهاد کرده اید . مثلا اگر به کسی می خواهید کالایی بفروشید ولی با جواب منفی روبرو می شوید به این دلیل نیست که چون شما می خواهید بفروشید قبول نمی کند بلکه دلایل دیگری دارد ، مثلا عدم نیاز فرد ، کمبود اطلاعات شما در مورد آن کالا ، ضعف شما در برقراری ارتباط و …  . اگر میخواهید در فروش موفق باشید حتما بخش لذت فروش را مطالعه کنید . اگر هنگام دعوت افراد با جواب منفی روبرو شدید بهتر است اشتباهات خود را بررسی کنید تا در دعوت های بعدی بهتر عمل کنید ولی این را مد نظر قرار دهید که هر فردی مسئول انتخاب های خود است . شما با این دیدگاه دیگران را دعوت به کار کنید که می خواهید مسیری جدید برای موفقیت به آنها معرفی کنید . اگر کسی در مقابل موفقیت مقاومت می کند مسئولش شما نیستید . عده بسیاری ذهنا مشتاق دعوت به این چنین تجارتی هستند و فقط منتظر دعوت شما هستند .

استقامت داشته باشید . آب فقط بخاطر استقامتش دل سنگ را می شکافد .



برچسب‌ها: نه شنیدن در بازاریابی شبکه ایامری حتمی و غیر قابل تغییر
[ چهار شنبه 28 تير 1396 ] [ 9:20 ] [ مجید09104509998 ]
[ ]

تغییر

     
 

‌امروزه، از تاريخ‌دانان و باستان‌شناسان گرفته تا دانشمندان، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان و روان‌شناسان، همگي بر اين باورند که اغلب فرايندهاي اجتماعي با شتابي زياد و حيرت‌انگيز در حال حرکت و تغيير هستند. آمار، نشان مي‌دهد، نود درصد از دانشمنداني که تا کنون وجود داشته‌اند، در دوران معاصر زندگي مي‌کنند. تعداد اختراعات ثبت شدة قرن گذشته، بيشتر از تمامي اختراعات ثبت شده، در طول کل دوران تاريخ حيات انسان است..
در ابتداي قرن گذشته، زمان لازم براي تبديل يک کشف عِلمي به يک شکل مفيد، در قالب لوازم خانگي و مصرفي، به صورت متوسط، حدود سي و چهار سال بود. اين زمان در اواسط آن قرن به هشت سال تقليل پيدا کرد و هم‌اکنون، اين زمان براي بعضي از محصولات به چند ماه رسيده است. به زبان ساده‌تر، امروزه، زمانِ اعتبار، رواج و استفادة محصولات و در يک کلام، عمر کالاها از چند ده سال به يکي دو سال و حتي به چند ماه رسيده است.
اين شتابِ – گاه غير خطي و صعودي – افزايش تغييرات، باعث مي‌گردد تا وقايع و حوادث، از آستانة درک، تحليل و تحمل افراد و شرکت‌ها، فراتر رفته و مشکل‌ساز گردند. زيرا هر سيستمي، به همراه پاره سيستم‌هايش – از سيستم گردش خون گرفته تا سيستم توليد ثروت – مي‌تواند در محدودة مشخصي از سرعت کار کند. اگر خيلي ُند باشد، در هم ريخته و اگر خيلي سريع باشد، از هم خواهد پاشيد.
به عنوان مثال، ماشيني را تصور کنيد که با سرعت يک کيلومتر در ساعت شروع به حرکت مي‌کند و هر سال سرعت آن دو برابر مي‌گردد. در طي شش سال اول، سرعتش به Km/h 32، مي‌رسد. هنوز همه چيز عادي و تحت کنترل است. سال بعد سرعت آن به Km/h 64، مي‌رسد. اکنون از آستانة امنيت گذشته و نياز به سيستم‌هاي امنيتي، مانند کمربند ايمني، احساس مي‌گردد. دو سال بعد، سرعت آن به Km/h 256، مي‌رسد. در اين سرعت، ديگر ترمزها، سيستم هدايت و حتي کمربندهاي ايمني کارايي نداشته و بايد اصلاح و کارآمدتر شوند. سال بعد از آن، سرعت ماشين به Km/h 512، خواهد رسيد. در اين حالت، همه چيز، حتي جاده‌ها نيز نياز به اصلاح و تغيير دارند.
اگر انسان، چه در کارهاي شخصي خود، چه در کار و حرفة خود و چه در سطح جامعه، نتواند آهنگ تغيير را کنترل نمايد، در انطباق دادن خود با شرايط، با دشواري و شکست مواجه خواهد شد. به زبان ديگر، امروزه افراد، خانواده‌ها، سازمان‌ها و حتي ملت‌ها، در معرض هجوم تغييراتي بيش از اندازه سريع قرار مي‌گيرند که باعث آشفتگي و از دست رفتن ظرفيت آن‌ها براي اتخاذ تصميم‌هايي به موقع، هوشمندانه و انطباق‌پذير مي‌شود. بسياري از بحران‌هاي کنوني در حقيقت تغييراتي بودند که يا به موقع شناسايي نشده و در قبالشان، واکنش‌هاي مناسب اتخاد نشده است، يا صرفاً، حوادثي معمولي بودند که آهنگ تغيير آن‌ها سريع‌تر شده بود. به عنوان نمونه در شرايط رقابت‌جويانة کنوني، ميزان نوآوري محصولات، آن‌قدر بالاست که هنوز محصولي به بازار نرسيده، نسل بعدي بهتري از آن، توسط رقبا پديدار مي‌گردد. بنابراين، رقابت زيادي بين شرکت‌ها براي پيدا کردن مشتري‌هاي جديد و حفظ مشتري‌هاي قبلي جريان دارد.
بازاريابي شبکه‌اي، تنها شيوه‌ايست که شرکت‌ها به کمک آن مي‌توانند، بدون پراخت هزينه‌هاي سرسام‌آور تبليغات و غيره، مشتري‌ها و بازارياب‌هاي‌شان را به خود وفادار نگه دارند. البته، افراد، شرکت‌ها و سازمان‌هايي نيز هستند که مي‌کوشند «تغيير» را نديده بگيرند. گويي اگر سر خود را زير برف کرده و به آن فکر نکنند، تغييرات، ديگر براي آن‌ها پيش نخواهد آمد. غافل از اين‌که «تغيير»، به محض اين‌که نديده گرفته شود، تبديل به مفهومي تهديد آميز گشته و ممکن است به بروز بحران، منجر شود. .



برچسب‌ها: تغییر
[ یک شنبه 25 تير 1396 ] [ 11:38 ] [ مجید09104509998 ]
[ ]

امار100شرکت برتر درزمینه نتورک

     

 

 

‌در این گزارش، آمار جهانی فروش ۱۰۰ شرکت اول دارای بیشترین فروش، در زمینهء بازاریابی شبکه‌ای که توسط موءسسهء directsellingnews در سال ۲۰۱۷ تهیه شده، و مربوط به فروش شرکت‌ها در سال ۲۰۱۶ می‌باشد، ارائه شده است.

‌همینطور که در این گزارش مشاهده می‌نمایید، طبق معمول، در این لیست اثر و نام و نشانی از شرکت‌هایی که امروزه با معرفی خود به عنوان بهترین و قوی‌ترین شرکت‌های فعال در زمینهء بازاریابی شبکه‌ای و یا بدتر از آن، با ادعاهایی کذایی همچون اصلاح فرهنگ و یا مصلحین این صنعت، در جهان و ایران مشغول به فعالیت‌های غیرقانونی و غیر اخلاقی هستند، مشاهده نمی‌گردد.


همانطور که می‌دانید directsellingnews بزرگترین و معتبرترین منبع اطلاعاتی و خبری در صنعت بازاریابی شبکه‌ای می‌باشد که زیر نظر DSA یعنی مهم‌ترین و معتبرترین موءسسه‌ء فروش مستقیم در دنیا، فعالیت می‌نماید. عدم عضویت برخی از شرکت‌ها در این موءسسه و پنهان‌کاری‌های آن‌ها به‌جای شفاف‌سازی آمار فروش،‌ به تنهایی دلیل بسیار محکمی برای فعالیت‌های غیر قانونی و غیر اخلاقی آن‌هاست. و متاسفانه البته همیشه عذر و بهانه‌های جالب و خنده‌داری برای توجیه و فریب افرادی که مایل به گمراه شدن بوده و شنیدن دورغ‌های شیرین را به شنیدن حقایق تلخ ترجیح می‌دهند، وجود دارد!

 

نکته‌ء جالب و قابل توجه در این لیست اینکه در زمانی که شرکت‌های بزرگ با افت فروش چند صد میلیون دلاری روبرو شده‌اند، شرکت‌های کوچکتر به سرعت در حال رشد و بالابردن حجم فروش خود می‌باشند.

 

 

 

رتبه ۲۰۱۷

نام شرکت

فروش ۲۰۱۶

1 Amway  $8.80 billion 
2 Avon   $5.70 billion 
3 Herbalife  $4.50 billion 
4 Vorwerk   $4.20 billion 
5 Mary Kay   $3.50 billion 
6 Infinitus  $3.41 billion 
7 Perfect  $3.06 billion 
8 Quanjian  $2.89 billion 
9 Natura  $2.26 billion 
10 Tupperware   $2.210 billion 
11 Nu Skin   $2.208 billion 
12 Primerica   $1.52 billion 
13 JoyMain  $1.49 billion 
14 Jeunesse  $1.41 billion 
15 Oriflame   $1.40 billion 
16 New Era  $1.16 billion 
17 Telecom Plus   $1.12 billion 
18 Belcorp   $1.09 billion 
19 Ambit Energy  $1.08 billion 
20 USANA   $1.01 billion 
21 Pola   $1.004 billion 
22 Young Living  $1.00 billion 
23 SUN HOPE  $940 million 
24 DXN   $927.0 million 
25 WorldVentures  $926.6 million 
26 Isagenix  $924.3 million 
27 Yanbal   $924.0 million 
28 Team Beachbody  $863 million 
29 Market America  $798 million 
30 A C N  $750 million 
31 Stream  $735 million 
32 Tiens/Tianshi  $695 million 
33 It Works!  $686 million 
34 Team National  $659 million 
35 Yandi  $644 million 
36 Miki  $597 million 
37 AdvoCare  $586 million  
38 Arbonne   $541 million 
39 Plexus Worldwide  $532 million 
40 Rolmex  $515 million 
41 PM International  $460 million 
42 Scentsy  $456 million 
43 LegalShield  $450 million 
44 Le-Vel  $449 million 
45 Omnilife  $375.93 million 
46 YOFOTO  $375.92 million 
47 Fordays  $365 million 
48 Faberlic  $356 million 
49 Kang Ting  $348 million 
50 Nature's Sunshine   $341 million 
51 4Life Research  $328 million 
52 AnRan  $321 million 
53 Naturally Plus  $300 million 
54 NHT Global  $288 million 
55 LR Health & Beauty Systems GmbH  $286 million 
56 Merro  $283 million 
57 Menard Cosmetics  $267 million 
58 Family Heritage Life  $265 million 
59 Viridian+  $263 million 
60 Pro-Health   $257 million 
61 Noevir   $249 million 
62 Hy Cite Enterprises  $233 million 
63 Resgreen  $232 million 
64 KK Assuran  $229 million 
65 Take Shape For Life  $222.4 million  
66 CUTCO  $222.0 million 
67 Southwestern Advantage  $218 million 
68 LifeVantage  $207 million 
69 Kangmei  $206 million 
70 Pure Romance  $203 million 
71 Alphay International  $200 million 
72 Princess House  $195 million 
73 Mannatech  $180 million 
74 Charle  $173 million 
75 BearCere' Ju  $170 million 
76 Youngevity  $163 million 
77 Seacret  $161 million 
78 Kasley Ju  $154.4 million 
78 Longrich  $154.4 million 
80 Giffarine Skyline Unity  $154.0 million 
81 Marketing Personal  $153 million 
82 ARIIX  $151 million 
83 World Global Network  $146 million 
84 Naris Cosmetics  $144 million 
85 FuXion Biotech  $135 million 
86 New Image Group  $124 million 
87 Ideality  $115 million 
88 Golden Sun  $103 million 
89 Zurvita   $100 million 
90 Diana Co.  $98 million 
91 Vestige Marketing  $97 million 
92 Global Ventures Partners  $92.1 million 
93 Koyo-Sha  $91.8 million 
94 Total Life Changes   $88 million 
95 Immunotec   $82.2 million 
96 Jimon  $77 million 
97 Nefful   $75 million 
98 Captain Tortue   $71 million 
99 Shinsei  $69.4 million 
100 Vision International People Group  $69.0 million 
 


برچسب‌ها: امار100شرکت برتر درزمینه نتورک
[ یک شنبه 25 تير 1396 ] [ 11:17 ] [ مجید09104509998 ]
[ ]

فروش یا بازاریابی

     

 

 

عبارت “بازاریابی شبکه‌ای چیز جدیدی نیست، بیشتر از ۵۰ سال است که…” عبارتی آشناست که با لحنی بسیار دوستانه، بر تفاوت این روش بازاریابی با روش‌های معمول تأکید دارد. بسیاری از افراد فعال در این زمینه،‌ با این شعار که این نوع تجارت، تجارت نوینی است و بنابراین به چهارچوب‌های جدید ذهنی نیاز دارد،‌ افراد را دعوت می‌کنند تا بدون تفحس و تفکر،‌ راه‌کارها و استراتژی‌های پیشنهادی آن‌ها را پذیرفته و به کار گیرند تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن،‌ به بیشترین موفقیت‌ها دست‌یابند.
البته در دههء گذشته این شیوهء نوین کاری، به این‌صورت هیجانی معرفی می‌شد که شما فقط با ورود به این تجارت و معرفی چند نفر (کم‌تر از تعدا انگشتان یک دست) به زودی به درآمدهای نجومی و زندگی رویایی خواهید رسید. اما با گذشت بیش از ده سال و نمایان شدن تناقض‌ها بین ادعاها و نتیجه‌ها، باز متفکرین و استراتژیست‌های این شفروش یا بازاریابییوه که مبتنی بر ساختن شبکهء انسانی است، با صدور دستورالعمل‌های جدید، باز تاکید بر پیروی کورکورانه دارند با این تفاوت که ادعا دارند این روش سود ده،‌ در ۶ ماه اول درآمدی ایجاد نخواهد کرد و درصورت پیروی ۱۰۰ درصد و ساختن شبکهء انسانی، بعد از ۶ ماه به درآمدهایی خواهند رسید! البته باز در این‌باره نیز بین علما اختلاف وجود دارد! بعضی وعدهء ۶ ماه فعالیت تمام‌وقت را می‌دهند و در مقابل وعدهء سود و درآمد بعد از ۶ ماه. بعضی دیگر حرف از ۲ سال می‌زنند و عده‌ای هم که می‌خواهند کار از محکم‌کاری عیب نکند، معتقد هستند که این وعده‌ها در ۵ سال تحقق پیدا خواهد کرد! اما آیا این عده حاضر هستند که به نتیجهء فعالیت خود و تأثیری که در خانواده و دوستان خود و همچنین در اجتماع ایجاد می‌کنند نگاهی انداخته و آیا حاضرند که اثر غیرسازندهء خود در کشور و اجتماع را ببینند یا اینکه فقط با پافشاری بر روی بهاهایی که ظرف چند سال گذشته پرداخت کرده‌اند، اصرار دارند که زودتر به درآمد بیشتر و بالاتری برسند؟!
در یک کلام، این استراتژی، استراتژی رسیدن به کامیابی و خوشبختی در آینده، نام دارد. آینده‌ای نه چندان نزدیک و واقعی. یکی از نکات جالب این استراتژی، ۱۰۰ درصد کاربردی بودن و عملی بودن آن است. به این معنی که از روز اول، به همهء جویندگان ثروت گفته می‌شود که اگر این استراتژی را ۱۰۰ درصد اجرا کنند، بی برو برگرد، به درآمدهای رویایی وعده داده شده خواهند رسید و بنابراین، اگر احیانا کسی بعد از ۶ ماه،‌۲ یا ۵ سال به وعده‌های داده شده نرسید، به این معنی است که احتمالا با بی‌عرضه‌گی، نتوانسته وظایف خود را درست انجام دهد و بنابراین محکوم به شکست است! اما خبر بد اینجاست که حتی اگر از محاسبات ریاضی و واقعی مبنی بر حداقل نرخ ۹۵ درصدی شکست این روش، چشم پوشی کنیم، باز طبق آمار واقعی، بیشتر از ۹۷ درصد از بازاریابان شبکه‌ای، در این روش بازنده می‌شوند، به این معنی که نه تنها به رویاها و آرزوهای خود نمی‌رسند بلکه غالبا با پرداخت هزینه‌های سنگین، از بازاریابی شبکه‌ای خداحافظی می‌کنند.
البته زمانی‌که از طریق محاسبات و علم ریاضی با پیشگامان و استراتژیست‌های “روش فروش آینده یا کسب درآمد در آینده“ صحبت می‌کنیم، با کوبیدن سر خود در زیر برف، مواجه می‌شویم و زمانی‌که آمار واقعی ۱۰ سال گذشتهء ایران را مطرح می‌کنیم، با خون‌سردی و بی‌رحمی تمام، جملاتی از این‌ جنس خواهیم شنید که “این که آمار جهانی این صنعت هست و درستش همینه!“

اما آیا راهی غیر از این نیست؟ آیا بازاریابی شبکه‌ای راهی برای فراهم کردن زمینهء شکست برای ۹۵ درصد از افراد فعال است تا عدهء کمی به درآمد برسند؟ آیا بیشتر از ۵۰ سال است که در دنیا، همهء کشورهای توسعه‌یافته و یا در حال توسعه، پذیرفته‌اند که باید ۹۵ درصد مردمشان، طعم شکست را در این صنعت تجربه کنند؟

یا داستان حکایت دیگری دارد؟ برگردیم به عبارت آشنای “بازاریابی شبکه‌ای چیز جدیدی نیست“ درگذشته‌ای نه چندان دور، عبارت “به زودی ۵۰ درصد تجارت جهان از این روش انجام خواهد شد” نیز در ادامهء عبارت فوق گفته می‌شد. آیا تا به حال این عبارت را به کار برده‌اید و یا شنیده‌اید؟ این عبارت به چه مفهومی است؟

این عبارت به سادگی بیان‌گر این مطلب است که بازاریابی شبکه‌ای چیزی جدای از تجارت نیست. همان تجارتی که بیشتر از ۵ هزار سال قدمت دارد و همان تجارتی که روزگاری در کوچه و بازار انجام می‌پذیرفت و امروزه قبای تجارت الکترونیک را بر تن کرده است. همان تجارتی که در آن خریدار و فروشنده حرف اول و آخر را در معامله می‌زنند و خبری از وعده‌های عجیب و سودهای نجومی نیست. در حقیقت این عبارت بیان می‌کند که بازاریابی شبکه‌ای صرفا یکی از روش‌های بازاریابی است و می‌توان به راحتی ار طریق این روش، به بازاریابی و فروش پرداخت و از مزایای این صنعت نیز بهره‌مند شد.

در این استراتژی که نام آن را “روش کسب درآمد از هم‌اکنون “ می‌گذاریم، یک شرکت بازاریابی شبکه‌ای شرکتی است همانند همهء شرکت‌های نوین دیگر، و صرفا بخش فروش خود را برون‌سپاری نموده است. بازاریابان شبکه‌ای هم، بازاریابانی هستند که مبادرت به فروش کالاهای شرکت خود می‌نمایند، البته بدون دادن وعده‌های عجیب! به این معنی که یک سیب را به دلیل سیب بودنش می‌فروشند و خریدار هم آن را به دلیل سیب بودنش می‌خرد. نه این‌که آن سیب را به دلیل معرفی و ورود به یک طرح درآمدزایی و فرصت شغلی بفروشند و خریدار هم سیبی بخرد تا وارد بازی کسب درآمد رویایی شود.

در این روش، بازاریابی شبکه‌ای هیچ تفاوتی با تجارت‌های موجود نخواهد داشت بنابراین‌ نیاز به قوانین جدید، زیرساخت‌های جدید، ادارات دولتی و نظارت‌های جدید نخواهد بود. زیرا همهء زیرساخت‌های مورد نیاز، قبلا برای تجارت الکترونیک طراحی و ایجاد شده است. از سوی دیگر، نیازی به دادن وعده‌های پوچ در آینده‌ای مه‌آلود نخواهد بود زیرا به‌سادگی می‌توان به افراد چنین گفت که شما مانند هر فروشندهء دیگری، می‌توانید فروش خود را از همین امروز شروع کنید و از همین امروز به درآمدی شاید کم اما ۱۰۰ درصد واقعی و حلال برسید و می‌توانید با بالابردن فروش خود، درآمد خود را افزایش دهید و سپس با تربیت چند فروشنده، باز درآمد بیشتری داشته باشید.

در این روش، نه‌تنها در سطح خرد و کلان، آسیبی به اجتماع وارد نمی‌شود،‌ نه‌تنها دوستی‌ها از هم نمی‌پاشند، نه‌تنها هیچ کس طعم شکست در بازاریابی شبکه‌ای را نمی‌چشد، نه‌تنها نیازی به خراب کردن پل‌های پشت سر نیست، نه‌تنها نیازی به کار تمام‌وقت نیست، بلکه افراد می‌توانند با استفاده از شیوه‌های عرف فروش، به درآمدهای خوبی برسند و به دلیل وجود حمایت تیم فروشندهء شرکت، در همان هفته‌های اول، به کسب درآمد برسند.

بنابراین خط فصل این دو روش، یعنی “روش فروش آینده یا کسب درآمد در آینده“ و “ روش کسب درآمد از هم‌اکنون “ صرفا دلیل خرید و فروش آن مال‌التجاره می‌باشد. اگر هر دلیلی غیر از نیاز به آن مال‌التجاره، سبب به وقوع پیوستن آن معامله باشد، “روش فروش آینده “ اتفاق افتاده. چه به بهانهء رسیدن به قصر علی بابا در آیندهء نزدیک و چه به بهانهء رسیدن به درآمد ۵۰۰ هزار تومن در ماه، بعد از ۵ سال تلاش بی‌وقفه!

 

در یک کلام، فروشی در بازاریابی شبکه‌ای فروش واقعی محسوب می‌گردد که در آن فقط به مزایای استفاده از محصول اشاره شود و به هیچ عنوان، حرفی از طرح درآمدزایی و یا جذب بازاریاب و غیره به میان نیاید.



برچسب‌ها: بازاریابی یا فروش
[ یک شنبه 25 تير 1396 ] [ 11:14 ] [ مجید09104509998 ]
[ ]

مصاحبه اختصاصی با جناب آقای جان میلتون فاگ

مصاحبه اختصاصی با جناب آقای جان میلتون فاگ

 

چکیده :متن ثابت مصاحبه ها ( آگاهی بخشی ) : انجام مصاحبه های اختصاصی مجله بازاریابی شبکه ای به منزله آشنایی بیشتر شما مخاطبین عزیز با نگرش و تفکرات افراد مصاحبه شونده است. مسئولیت درستی یا عدم درستی مطالب عنوان شده از جانب فرد مصاحبه شونده بر عهده خود فرد بوده و انتشار این مصاحبه در مجله بازاریابی شبکه ای به عنوان رسانه ای آزاد در زمینه نتورک مارکتینگ دلیلی بر تایید فرد، گروه یا شرکت خاصی نبوده و نخواهد بود.

 



برچسب‌ها: مصاحبه اختصاصی با جناب آقای جان میلتون فاگ

ادامه مطلب
[ شنبه 24 تير 1396 ] [ 11:55 ] [ مجید09104509998 ]
[ ]

زندگینامه ی مارک یارنل

زندگینامه ی مارک یارنل

کشیش “مارک یارنل” مقیم یک شهر کوچک در ایالت تگزاس، به علت ورشکستگی در حال از دست دادن تمام دارایی و اموال و حتی خانه و اتومبیل شخصی خود بود. او بدنبال راهی بود تا بتواند خود را از این وضع هولناک برهاند، که توسط یکی از دوستان خود با بازاریابی شبکه ای آشنا شد.

او بسیار خوشبخت بود، زیرا معرف او، حامی بسیار خردمندی بود. حامی پیمانی را با او در میان گذاشت:

” این تجارت در مدت یک تا سه سال، تو را از تمام مسائل مالی موجود،می رهاند.”

و قول پرداخت بهای این موفقیت بزرگ را از او گرفت:

” برای رسیدن به این موفقیت بزرگ، تو باید بر چهار دشمن هولناک غلبه کنی.”

مارک پذیرفت و کار خود را با یک لیست ۲۰۰ نفری آغاز کرد. لیستی از تمام دوستان و آشنایان که آنها را برای معرفی کار و نشان دادن مدارک، به منزلش دعوت می کرد.

۸۰ نفر از دوستان نزدیک، دعوت او را نپذیرفتند. و با گفتند: “نه! علاقه ای به شنیدن ندارم” از او استقبال کردند. در واقع مارک با اولین دشمن خود روبرو شده بود.

پس زدن یا Rejection

او با خود گفت: مسئله ای نیست. حامی من مرا از وجود این دشمن آگاه کرده بود. من ۱۲۰ دوست خوب دیگر در لیست دارم.

حدس بزنید بعد چه شد! ۵۱ نفر از کسانی که دعوت او را پذیرفتند، در جلسه معرفی کار حاضر نشدند. او با دومین دشمن خود مواجه شده بود.

نیرنگ یا Deception

با خود گفت: ” اهمیتی ندارد. حامی من در مورد وجود این دشمن با من صحبت کرده بود. من ۶۹ دوست خوب دیگر در لیست خود دارم.”

فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟

۵۷ نفر از کسانی که در جلسه حاضر شدند، با گفتند: ” علاقه ای به این کار ندارم” به او جواب منفی دادند و همکاری او را نپذیرفتند. او با سومین دشمن روبرو شده بود.

بی انگیزگی یا Apathy

مارک بدون کوچکترین واهمه ای به خود گفت: ” مسئله ای نیست. باید به سراغ ۱۲ نفر باقیمانده رفت. موفقیت گمشده من، در بین آنهاست.” و همه آنها پاسخ مثبت دادند و همکاری او را پذیرفتند.

آیا مسائل مارک پایان یافته بود؟

۱۱ نفر از این همکاران، در زمان کوتاهی از کار خسته شدند و کار را رها کردند. این چهارمین و آخرین دشمن مارک، در راه رسیدن به موفقیت بود.

ریزش یا Attrition

و او تنها با یک همکار و دوست جدی، در کار باقی ماند.

ولی مارک تمام بهای تعیین شده را پرداخته بود. تا امروز او به همراه تنها همکار خود، به در آمد چند صد هزار دلار در ماه رسیده اند.

شاید شما در مورد “بیل بریت” یکی از موفقترین اعضای Amway شنیده باشید.

با او در یکی از شبکه های تلویزیونی مصاحبه شد. در دقایق پایانی مصاحبه که در مقابل خانه مجلل او انجام می شد، از او سوال شد:

” آقای بریت! این تجارت واقعاً برای شما موفقیت آمیز بوده است.

راز موفقیت شما چه بود؟

او پاسخ داد:

” هیچ رازی وجود ندارد! من بسادگی، طرح را برای ۱۲۰۰ نفر توضیح دادم.۹۰۰ نفر آن را رد کردند و تنها ۳۰۰ نفر با من همکاری کردند. از بین ۳۰۰ نفر، ۸۶ نفر در راه ساختن سازمان خود، قدم گذاشتند. از بین این ۸۶ نفر، فقط ۳۴ نفر بودند که جدی کار می کردند. و از بین آن ۳۴ نفر، ۱۰ نفر از من یک میلیونر ساختند.

مثل مارک یارنل، بیل هم با اعداد، دست و پنجه نرم می کرد.

یک درس بزرگ:

موفقیت شما، در گرو تمایل شما به یافتن کسانیست که درست مثل شما، محکوم به موفقیت هستند. موفقیت برای “مارک یارنل”، عدد ۱ از بین ۲۰۰ و برای “بیل بریت” عدد ۱۰ از ۱۲۰۰ بود. آیا شما مایل هستید که ۲۰۰ یا ۱۲۰۰ نفر شما را پس بزنند تا تبدیل به یک میلیونر شوید؟

امیدوارم موفق باشید.



برچسب‌ها: زندگینامه ی مارک یارنل
[ شنبه 24 تير 1396 ] [ 11:10 ] [ مجید09104509998 ]
[ ]
......... .........